حسن حسن زاده آملى
231
هزار و يك كلمه (فارسى)
مالبرانش مىگويد : تمام علل در عالم معدات « 1 » هستند ، به اين معنى كه تأثيرى در وجود معلول ندارند فقط به واسطه وجود علل موقع مناسب مىشود كه خداوند معلولات را ايجاد كند ، مثلا غم و اندوه نفسانى موجب سكته نمىشود بلكه به واسطه وجود غم بدن مستعد مىشود كه خداوند سكته را در بدن احداث كند و در اين صورت اتحاد روح و بدن لازم نيست . علل معده را occsionnelles Causes ناميده است . ليپ نيتز گفت : تغييرات بدن تأثير در روح ندارد و بالعكس نيز ؛ بلكه تغييرات هر يك به واسطه علل مخصوصى است كه هر يك منتهى به واجب الوجود مىشوند . فقط دو تغيير در يك زمان واقع مىشوند و انسان گمان مىكند متفرع بر يكديگرند مثل اين كه ساعتسازى دو ساعت درست كند و هر دو را چنان ميزان نمايد كه در آن واحد يك وقت را نشان دهند فقط انطباق است نه تأثير . و اين تقارن اتفاقى را L ' harmonie Preetablie گفته است و موافق است با عقيده ابو الهذيل علاف كه مىگفت اگر مرد كشته نشود در همان وقت مىميرد . الهى اخص ( Theodice ) براهين صانع اول « 2 » برهان صديقى ( Preuve ontologique ) يعنى از نظر كردن در اصل وجود و اثبات صانع از خود صانع نه از ممكنات .
--> ( 1 ) . اين بيان در بسيارى از كتب فلاسفه اسلام نيز موجود است ، اما صدر المتألهين در باب هفتم سفر نفس مخالفت با اين عقيده كرده مىفرمايد ، « لا معنى لكون امر مادى استعدادا و شرطا لوجود جوهر مفارق الذات غني الوجود عن المواد و احوالها كما هو عندهم » . ( 2 ) . اين دليل را صدر المتألهين در اسفار ذكر كرده و برهان صديقى ناميده ؛ اما شيخ الرئيس دليل ديگرى كه مبتنى بر دور و تسلسل است در اشارات به اين نام ذكر كرده است و ما در تسميه متابعت اسفار را كرديم .